حوزه علمیه اصفهان
مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان

از امثال حضرت آیت‌الله سبحانی درس غیرت دینی بیاموزیم

آیت‌الله استادی

پیشوایان دین به ما دستور داده‌اند که همیشه قدرشناس بزرگان دانش و پژوهش و اجتهاد باشیم، همان‌گونه که باید سپاسگزار خداوند و الطاف گوناگون حضرت حق بود. ناگفته نماند که بنده جزو کسانی هستم که در دوره طلبگی‌ام، خدمت این بزرگوار می‌رسیدم. از این رو، خودم را وامدار ایشان می‌دانم، پس قدردانی از یک مرجع تقلید و محققی سخت‌کوش در حوزه علمیه قم و هم‌چنین، قدرشناس شاگردی از استاد خود، سخن گفتن درباره شرح حال و اقدامات حضرت آیت‌الله سبحانی را می‌طلبد. بی‌گمان ایشان در عصر حاضر، شخصیت بزرگی به‌شمار می‌آیند…

عضو شورای‌ عالی حوزه‌های علمیه با بیان این‌که ما باید از امثال حضرت آیت‌الله‌ سبحانی، درس غیرت دینی بیاموزیم، اظهار داشت: این‌دسته عالم‌های دینی که غیرت دینی دارند، پیوسته در حوزه‌ها و غیر حوزه‌های علمیه بر افکار طلبه‌ها و دانشجوها و دیگران اثر می‌گذارند. پس نیاز است که ما از امثال آیت‌الله سبحانی، درس غیرت دینی را بیاموزیم و هیچ‌گاه به غافل و جاهل‌ها اجازه ندهیم که مسلمات مکتب اهل‌بیت‌ علیهم السلامرا زیر سؤال ببرند باید وقتی سخن ناروایی می‌شنویم، برافروخته شویم و در فکر پاسخ دادن به شبهات باشیم.

این‌دسته عالم‌های دینی که غیرت دینی دارند، پیوسته در حوزه‌ها و غیر حوزه‌های علمیه بر افکار طلبه‌ها و دانشجوها و دیگران اثر می‌گذارند. پس نیاز است که ما از امثال آیت‌الله سبحانی، درس غیرت دینی را بیاموزیم و هیچ‌گاه به غافل و جاهل‌ها اجازه ندهیم که مسلمات مکتب اهل‌بیت‌ علیهم السلامرا زیر سؤال ببرند باید وقتی سخن ناروایی می‌شنویم، برافروخته شویم و در فکر پاسخ دادن به شبهات باشیم.

آیت‌الله استادی عضو شورای‌عالی حوزه‌های علمیه در گفت‌وگو با شفقنا پیرامون عوامل موفقیت در شکل‌گیری شخصیت آیت‌الله‌العظمی سبحانی مطالبی را اظهار داشته‌اند که متن کامل سخنان استاد ارجمند حوزه علمیه قم در ادامه تقدیم خوانندگان گرامی هفته‌نامه افق حوزه می‌شود:

پیشوایان دین به ما دستور داده‌اند که همیشه قدرشناس بزرگان دانش و پژوهش و اجتهاد باشیم، همان‌گونه که باید سپاسگزار خداوند و الطاف گوناگون حضرت حق بود.

ناگفته نماند که بنده جزو کسانی هستم که در دوره طلبگی‌ام، خدمت این بزرگوار می‌رسیدم. از این رو، خودم را وامدار ایشان می‌دانم، پس قدردانی از یک مرجع تقلید و محققی سخت‌کوش در حوزه علمیه قم و هم‌چنین، قدرشناس شاگردی از استاد خود، سخن گفتن درباره شرح حال و اقدامات حضرت آیت‌الله سبحانی را می‌طلبد. بی‌گمان ایشان در عصر حاضر، شخصیت بزرگی به‌شمار می‌آیند.

همان‌طور که درباره شخصیت‌های علمی خوانده یا شنیده‌اید، عامل‌های متفاوتی در شکل‌گیری شخصیت آن‌ها اثرگذار بوده‌اند. اکنون ببینیم شخصیت حضرت استاد سبحانی، بر اساس چه عواملی شکل گرفته است. بی‌گمان، آگاهی از آن عوامل به ما کمک می‌کند تا از تجربیات مردان موفق استفاده کنیم.

در مورد والد ایشان

پدر معظم‌له (مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمد حسین سبحانی خیابانی ۱۲۹۹- ۱۳۹۲ه. ق)، از عالمان حوزوی بودند که (حدود) نود سال عمرشان به درازا کشید. ایشان مدت زیادی در حوزه علمیه نجف، مشغول تحلیل و تدریس بودند (۱۳۲۷-۱۳۳۹ ه ق) استادان ایشان، در آن حوزه بزرگ، مرحوم سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه‌الوثقی، مرحوم شریعت اصفهانی و مرحوم آقاضیاء‌الدین عراقی بودند.

ابوی بزرگوار آیت‌الله سبحانی، پس‌از پایان درس و بحث حوزوی‌شان، به زادگاه خود، تبریز بازمی‌گردند. سالیان متمادی، در مسجد و محل و مدرسه علمیه، به خدمات دینی و علمی و اجتماعی می‌پردازند و شاگردان بسیاری را تربیت می‌کنند که آقازاده‌شان، یکی از آن‌هاست. پیداست که عالمی بزرگ و پدری دلسوز که همیشه، دغدغه طلبگی داشته، چقدر در پرورش شخصیت انسان اثرگذار است. پس می‌توان گفت که آیت‌الله سبحانی، خانواده‌ای شایسته و از نظر علم و عمل، معلم و مربی بزرگواری هم‌چون پدر فرزانه‌شان داشته‌اند.

نقش اساتید در شکل‌گیری شخصیت علمی

خداوند به برخی انسان‌ها، از همان آغاز زندگی‌شان، لطف و مهربانی دارد و استعدادی شایان به آنان عطا می‌کند. آیت‌الله سبحانی نیز یکی از آن افراد هستند. ایشان در نوجوانی، یعنی پانزده سالگی بود که درس طلبگی را در محضر پدرشان شروع کردند و شاید جوانی ۲۲ یا ۲۳ ساله بودند که مشغول نوشتن تقریرات درس امام خمینی‌ قدس سره شدند. جای شگفتی نیست که طلبه‌ای جوان، به این سرعت به مرحله‌ای از رشد و کمال برسد؟! گفته‌اند که مرحوم امام، نوشته‌های حضرت آقای سبحانی را خوانده و همه را تأیید کرده بود. جالب این است که ایشان، عادت نوشتن تقریظ بر کتابی را نداشت، اما بر کتاب آیت‌الله سبحانی تقریظی نوشته است.

پیداست که ایشان، در هفت یا هشت سال طلبگی، توانسته است مقدمات و شرح لمعه و هم‌چنین، رسائل و مکاسب شیخ مرتضی انصاری، و نیز کفایه الاصول آخوند خراسانی را خوب بخواند و بعد به درس خارج امام راحل‌ قدس سره برود. در آن حلقه درسی، طلبه‌های زیادی بودند، اما طلبه‌ای جوان را می‌نگریم که استعداد خاصی دارد و در حدود ۲۵‌سالگی، تقریرات درس استادش را می‌نویسد. شکی نیست که ایشان سرشار از استعداد است.

همان‌طور که گفتم، استاد اول حضرت آیت‌الله سبحانی، پدر بزرگوارشان بودند، یعنی همان سال‌هایی که ایشان در تبریز به‌سر می‌برد. در همان روزگار، مرحوم خیابانی، صاحب کتاب «ریحانه الادب» که در حوزه ادبیات عرب از چهره‌های سرشناسی به‌شمار می‌آمد، در تبریز سکونت و تدریس داشت. ایشان هم یکی از استادان آقا میرزا جعفر سبحانی بود. ناگفته نماند که در سال‌های اخیر در تهران، مدرسه سپهسالار قدیم، خدمت مرحوم خیابانی رسیدم. ایشان هم در ادبیات عرب از موقعیتی مخصوص برخودرار بودند و هم در فقه و اصول و علوم دیگر حوزوی، موقعیت برجسته‌ای داشتند.

استاد سبحانی مهرماه ۱۳۲۵ش بار سفر می‌بندد و به‌سوی حوزه علمیه قم می‌آید تا در محضر عالمان بزرگ شرکت کند. باید گفت که استادان ایشان، در دوره سطح آیت‌الله مجاهدی و آیت‌الله گلپایگانی بودند و بعد که وارد مرحله درس خارج فقه و اصول می‌شود، از خرمن دانش بزرگانی، هم‌چون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی‌ قدسرهما، خوشه‌چینی می‌کنند. معلوم است که استادانی چنین بزرگ و بزرگوار، در شکل‌گیری شخصیت طلبه‌ای با استعداد، چه اندازه اثر می‌گذارند. کسی که کاملاً مراقب است تا مبادا نسبت به آموختن از این‌گونه استادها، تقصیر و قصوری پیش آید.

تأثیر دوستان

عامل دیگری که در شکل‌گیری شخصیت طلبه علوم دینی، اثر بسیاری دارد، کسانی هستند که طلبه با آن‌ها، دوست و مأنوس است و با آن‌ها مباحثه می‌کند. اگر بخواهم مثالی از دوستان آیت‌الله سبحانی بیاورم، می‌توان از اصحاب دوره اول مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، یاد کرد که آن سال‌ها، آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله آقا سید موسی صدر، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و آیت‌الله موسوی اردبیلی، از همکاران ایشان بودند. کسانی‌که از آن‌ها نام بردم، رفقای استاد سبحانی بودند و به اصطلاح، هم‌دوره‌های ایشان به‌شمار می‌آمدند، با آیت‌الله‌ مکارم شیرازی به‌طور مفصل مباحثه داشته‌اند.

در این‌جا فرصت را غنیمت بشمارم و به طلبه‌های عزیزی که نسبت به طلبه‌های دیگر جوان‌ ترند، بگویم که برای مباحثه سعی کنید طلبه‌های قوی‌تر از خودتان را سراغ بگیرید. تجربه نشان می‌دهد، وقتی هم مباحثه‌ای ضعیف‌تر از خودمان را انتخاب می‌کنیم، گمان می‌بریم در فراگیری علوم حوزوی، به‌جایی رسیده‌ایم؛ زیرا دانایی و توانمندی رفیق هم مباحثی‌مان کم‌تر از دانایی و توانمندی ما در بحث کردن است. پس باید دنبال طلبه‌ای رفت که از نظر درس و بحث، در سطح بالاتری باشد.

نظم فوق‌العاده

شاید افراد بسیاری را مشاهده کنید که استعداد بالایی دارند و شرایط رشد و پیشرفت در آن‌ها فراهم است، اما دچار بی‌نظمی و پراکنده کاری شده‌اند. وقتی با این‌دسته افراد روبه‌رو شویم، آن‌ها را سرگردان می‌بینیم. اصلاً نمی‌دانند، چه کاری می‌خواهند انجام بدهند. تا آن‌جا که من با زندگی و روش حضرت آیت‌الله سبحانی آشنایی دارم، یعنی از سال ۱۳۴۳، ایشان را عالمی منظم دیده‌ام.

می‌توان گفت، پیش‌از پنجاه سال است که با ایشان مأنوس هستم. نظم در زندگی او، در حد بالا و حتی فوق‌العاده‌ای است. حتماً شنیده یا خوانده‌اید که برای نظم و برنامه‌ریزی در امور و اوقات، امام راحل‌ قدس سره را مثال می‌زنند. بنده آیت‌الله سبحانی را نسخه بدل همان مثال می‌دانم یا نسخه دیگری برای آن. ایشان در تدریس، مباحثه، نوشتن، استراحت کردن، غذا خوردن و کارهای دیگر، بسیار منظم هستند. بی‌گمان، چنین نظمی، در دست‌یابی انسان به شخصیت موفق و جامع، سهم بسیاری دارد. درست است که برخی عوامل، مانند استعداد بالا یا پدر عالم داشتن، جزو اختیارها نیست، اما کسی نمی‌تواند برای منظم نبودن در زندگی طلبگی‌اش، بهانه‌ای بیاورد. پدر بنده، کاسب بود، نه فقیه. آیا من نمی‌توانم با نظم و برنامه‌ریزی، به اهداف بلند نزدیک شوم؟

میانه‌روی و اعتدال در روش فکری

حضرت آیت‌الله سبحانی چه پیش‌از انقلاب و چه پس‌از آن، از چهره‌های روشن‌فکر حوزه علمیه قم به‌شمار می‌آیند. آن روزها که ما به قم آمدیم، چند‌نفر را در میان روحانیون می‌دیدیم که دغدغه اسلام و مسلمانان را دارند. هرکس که در آن روزگار، برای طلبگی به حوزه علمیه قم می‌آمد، آیت‌الله سبحانی را عالم و مدرسی روشنفکر می‌دید که نسبت به وضع موجود حوزوی و کتاب‌های درسی طلبه‌ها، انتقادهای بسیاری دارد. ایشان از این نظر، چهره‌ای ممتاز به‌شمار می‌آید؛ چراکه به فکر تحول حوزه بود، اما هرگز برای روحانیت و اسلام، مسئله‌ساز نبود.

افراد بسیاری را در حوزه دیده‌ایم که اسم روشنفکر را روی خود گذاشته و ناگهان کاری کرده‌اند که شایسته آنان نیست. من نمی‌گویم نباید حرف تازه‌ای داشت و مقلد گذشتگان باشیم، اما ارائه نظرهای جدید، حساب و کتاب دارد و نمی‌توان در عرصه روشنفکری، دچار افراط و تفریط شد. وقتی به سیروه علمی و عملی بزرگان حوزه‌های علمیه نگاه می‌کنیم، اعتدال را یکی از امتیازهای بزرگ شخصیت‌های اسلامی می‌یابیم.

به هر حال، از این نظر، آیت‌الله سبحانی بسیار ممتاز است. باید برای شما طلبه‌ها اعتدال در روش فکری ایشان، آموزنده باشد. باید در ایام تحصیل و تدریس و خدمت به دین و حوزه، همیشه آدمی معتدل و عالمی میانه‌رو باشیم. اسلام از ما طلبه‌ها انتظار اعتدال دارد.

نیاز است که ما از امثال حضرت آیت‌الله سبحانی، درس غیرت دینی بیاموزیم

از غیرت دینی در دوران طلبگی غفلت نورزیم؛ زیرا عامل غیرت، در شکل‌گیری شخصیت یک عالم و خادم دین، سهم بسزایی دارد. حضرت آیت‌الله سبحانی بر اساس مشاهده‌ها و شنیده‌هایی که درباره ایشان داشته‌ایم، همواره حساسیت یک روحانی را داشته است. به هر حال در داخل و خارج کشور برخی از سر جهالت یا غرض‌ورزی، به معارف اهل‌بیت‌ علیهم السلاملطمه می‌زنند. گاهی وقت‌ها، همین خودی‌ها غافل نمی‌شوند و حرف‌های غیرخودی را بر زبان می‌آورند. اگر غیرت دینی عالم دینی وجود نداشته باشد، به کیان تشیع ضربه‌های سختی می‌خورد.

آیت‌الله سبحانی در این‌گونه مواقع، هم خودشان دست به قلم می‌شدند و پاسخی برای شخص غافل فراهم می‌آوردند و هم به دیگران در حوزه علمیه تذکر می‌دادند و آن‌ها را به هوشیاری دعوت می‌کردند تا کاری کنند. ایشان در همایش‌ها حضور می‌یافتند و از اهل‌بیت‌ علیهم السلامو روحانیت، جانانه دفاع می‌کردند. عظمت اشخاص در این میدان‌ها آشکار می‌شود. این‌دسته عالم‌های دینی که غیرت دینی دارند، پیوسته در حوزه‌ها و غیر حوزه‌های علمیه بر افکار طلبه‌ها و دانشجوها و دیگران اثر می‌گذارند. پس نیاز است که ما از امثال آیت‌الله سبحانی، درس غیرت دینی را بیاموزیم و هیچ‌گاه به غافل و جاهل‌ها اجازه ندهیم که مسلمات مکتب اهل‌بیت‌ علیهم السلامرا زیر سؤال ببرند باید وقتی سخن ناروایی می‌شنویم، برافروخته شویم و در فکر پاسخ دادن به شبهات باشیم.

نیازی نیست از کسانی نام ببرم، اما بارها در حوزه شنیده‌ام که برخی آقایان گفته‌اند، ما دنبال فقه و اصول هستیم و به مسایل دیگر کاری نداریم. وقتی شخصیت حضرت آیت‌الله سبحانی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که هرجا احساس وظیفه کردند، بی‌درنگ وارد میدان شدند. مگر ایشان که همیشه به وظیفه‌های حوزوی و اجتماعی توجه داشته‌اند، از درس و بحث حوزوی خود بازمانده‌اند؟! هم درس اصولشان را داشتند و هم وظیفه‌های یک عالم دینی را انجام می‌دادند. به همین دلیل بود که ایشان، هم منبر را قبول می‌کند و هم شرکت در همایش‌های دینی، که در داخل و خارج کشور تشکیل می‌شود. اگر ضرورت بود که مقاله‌ای برای روزنامه یا مجله‌ای نوشته شود، آیت‌الله سبحانی احساس وظیفه می‌کردند و چیزی می‌نوشتند. برخی آقایان مقاله نوشتن را کسر شأن خود می‌دانند. مگر آیت‌الله شهید مطهری در مجله «زن روز» آن روزگار، مقاله نداشت؟!

شیوه تدریس ایشان جزو شیرین‌ترین تدریس‌های حوزوی است

عواملی که از آن‌ها سخن گفته شد، باعث شکل‌گیری شخصیتی دینی و علمی شد که مایه افتخار ماست. آیت‌الله سبحانی، شصت سال در حوزه علمیه قم تدریس داشته است که از عزم و همت ایشان حکایت دارد. باید کسانی که با ایشان مأنوس هستند، کتابی پانصد صفحه‌ای درباره شرح حال این عالم ربانی بنویسند. برای نمونه، درباره شیوه تدریس ایشان بنویسند که جزو شیرین‌ترین تدریس‌های حوزوی است. کتاب‌های درسی‌ای که ایشان در حوزه علمیه قم تدریس کرده‌اند، شامل متون ابتدایی و سطح، رسائل و مکاسب و کفایه و شرح منظومه و آثار فلسفی و کلامی می‌شود.

وقتی این استاد گرانقدر درس می‌دهند، شیوه‌ای دارند که شاگرد، تمرکزش را از دست نمی‌دهد؛ زیرا در لابه‌لای درس از شاگردهای خود می‌پرسند: «چه گفتم؟ چه شد؟ چه‌طور شد؟» گاهی بنده، در درس رسائل ایشان شرکت می‌کردم، اما در درس تفسیر ایشان بود که توفیق دوستی و انس با این مدرس بزرگ را پیدا کردم؛ درسی که پنج‌شنبه‌ها در صحن حضرت فاطمه معصومه‌ علیها السلام برگزار می‌شد. من چند آیه‌ای را در آن جمع که حدود بیست نفر بودند می‌خواندم و بعد تفسیر شروع می‌شد.

ایشان شاگردانی داشتند که از استان‌های مختلف آمده بودند. شیوه‌شان این‌گونه بود که افراد را به این‌صورت خطاب می‌کردند؛ آقای نهاوندی، آقای همدانی، آقای کرمانشاهی؛ شکی نیست که این نوع خطاب کردن، صمیمیت به‌وجود می‌آورد. شاگرد احساس می‌کند که استاد، او را تحویل گرفته و تکریم کرده است. پیداست که با رغبت به درس استاد گوش می‌دهد. باید استادان حوزه علمیه روش درس دادن را از معظم‌له بیاموزند. چه‌بسا شاگردی نزد مدرسی یک‌سال درس می‌خواند، در حالی‌که اصلاً استادش او را نمی‌شناسد و حتی اسم او را نمی‌داند. جالب این‌جاست که همان شاگرد وقتی برای گرفتن تأیید پیش استادش می‌رود، از وی می‌پرسد: «شما کی پیش من درس خواندی؟» چرا باید میان شاگردها و استادها، بیگانگی حاکم باشد؟

در طول شصت‌سال تدریس که آیت‌الله سبحانی در حوزه علمیه قم فعالیت داشتند، شاید پنجاه‌سال، سرگرم تألیف‌های دینی و علمی بودند. برخی مدرس‌ها که فقه یا اصول را به طلبه‌ها درس می‌دادند، کار دیگری نداشتند، اما ایشان در کنار تدریس فقه و اصول و فلسفه، حدود دویست‌جلد کتاب را فراهم آورده‌اند. اگر تألیفات یادشده را بر اساس سال‌های عمر علمی‌شان تقسیم کنیم، می‌توان گفت که سالی چهار کتاب تألیف کرده‌اند. اگر هر کتابی را حدود ۲۵۰ صفحه‌ای محاسبه کنیم، سالی هزار صفحه مطلب برای حوزویان، دانشگاهیان و دیگران نوشته‌اند که رقم بسیاری است. چاپ‌های مکرر آثار ایشان نشان می‌دهد که با استقبال خواص و عوام مواجه شده است، چراکه کارهای علمی و تألیفی‌شان به‌روز است. تدریس به آن‌گونه و تألیف‌ها نیز به این شکل بود. دیگر خدمات ایشان هم از قبیل شرکت در همایش‌ها، راه‌اندازی مؤسسه امام صادق‌ علیه السلام و شکل‌گیری و مدیریت رشته تخصصی کلام است.

 

 

حوزه علمیه اصفهان

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 12 =