جایگاه خاص جوانان در منظومه فکری شهید بهشتی/اغلب از باز عمل کردن بهشتی تعجب میکردند
زینت السادات بهشتی:
زینت السادات بهشتی، خواهر شهید بهشتی ابعاد و برجستگی های شخصیتی و اخلاقی و خانوادگی شهید را تبیین نمود.
زینت السادات بهشتی، خواهر شهید بهشتی ابعاد و برجستگی های شخصیتی و اخلاقی و خانوادگی شهید را تبیین نمود؛ که در ادامه شما را به مطالعه این گپ و گفت صمیمی دعوت می کنیم.
در مورد شهید بهشتی و زندگی اجتماعی شهید، صحبت های خاصی که انجام می دادند و روایت هایی که به عنوان خواهر از شهید دارید را برای مخاطبان بیان کنید؟
از این که خداوند متعال توفیق داد در خدمت شما باشم خوشبختم .
به قول فرمایش امام(ره) شهید بهشتی مغز متفکر این انقلاب بود، اما متاسفانه از این معمار انقلاب تنها در ۷ تیر یاد می کنند و این به ضرر مسئولین تمام می شود، زیرا فردی که این مقدار برنامه ریزی زندگی او منظم بود که در ۵۳ سال عمر خود این میزان اثردنیای و معنوی از خود به جا گذاشت و محبوب قلوب شدباید گسترش پیدا کند.
اوایل انقلاب از محل زندگی شهید بهشتی بسیار سوال می کردند اما بعد از این که متوجه شدند و به زادگاه شهید بهشتی آمدند و دیدند چقدر اشتباه کرده اند، دیگر دیر شده بود.
از ویژگی بارز شهید بهشتی بگویید؟
یکی از ویژگی های خیلی بارز شهید بهشتی علاقه عجیب شهید به جوانان بود و اگر که خدشه ای در برخورد جوانی می دید اصلا به روی خود نمی آورد، بلکه با یک دنیا محبت و عاطفه با آن برخورد می کرد.
در این باره یکی از شهدای زنده ۷ تیر برای ما این خاطره را تعریف کردند که از کرمان رسیده بود، شهید بهشتی وضو می گرفت، به شهید بهشتی گفت از طرف جوانان کرمانی برای شهید پیام دارم، شهید بهشتی خنده ای کرد و گفت بگویید ببینم چه پیامی دارید، گفت پیام این است که گفتند ما در مورد ایشان بسیار اشتباه فکر می کردیم و می خواهیم بروید و از جانب ما از ایشان حلالیت بطلبید.
شهید با خنده و برخورد بسیار زیبا می گویند که به این عزیزان بگویید که قبل از این که آنها من را حلال کنند من همه آنها را حلال کردم.
لذا می بینیم همین ویژگی است که جوانان این گونه عاشق شهید بهشتی هستند و این مواردی است که باید الگوی زندگی خود قرار دهیم.
از دیگر ویژگی های عالی که شهید بهشتی داشت این بود که فرد دگم و بسته ای نبود و متاسفانه برخی افراد که با این حالت شهید بهشتی موافق نبودند تعجب می کردند که چگونه فردی در لباس روحانیت این گونه باز و روشنفکر است و البته این را ما مدیون پدر و مادر هستیم.
فضای بیت پدری چه فضایی بود و شهید و سایر اعضای خانواده در چه فضایی رشد کردند؟
در بیت پدری یاد دارم شب ها در اتاق بالا می نشستیم و پدر از کتب قدیمی و از روش ائمه اطهار می گفتند و شب بعد ما باید درس پس می دادیم و لحظه ای از پرورش فرزندان غافل نبودند و دانش و پرورش را در کنار هم قرار می دادند.
چیزی که درباره شهید بسیار جالب بود این بود که همیشه روی دقیقه ها و ثانیه های عمرخود بسیار حساس بود که به بطالت نرود و حتی زمانی که به اصفهان می آمدند، تمام برنامه ریزی ها مسئولین استان از تهران انجام شده بود.
ارتباط شهید با مردم چگونه بود؟
روش ما در بیت پدری این بود که از صبحگاه در منزل باز می شد و تا دیروقت مردم می آمدند و می رفتند و مشکلات خود را در این منزل حل و فصل می کردند و وقتی یکی از مسئولین به دیدار مادر می آمدند قول حل مشکل را از مسئولین می گرفتند.
به خاطر دارم که ساعت ۷ونیم صبح خواهر زنگ می زدند و اگر مسئولین سر کار نبودند می گفتند متاسف هستند که این ساعت کار خود را شروع نکرده اند.
لذا شهید نیز مملکت را خانه خود و مشکلات مردم را مشکلات خود می دانست.
در تبلیغ و نشر آثار و سخنرانی های شهید چه افرادی تاثیرگذار بودند؟
البته در این باره مدیون فرزندان برادر هستم که در گوشه و کنار دنیا و مملکت هر جا شهید بهشتی سخنرانی داشت آنها را جمع آوری کردند و این کتاب ها اکنون در اختیار نسل جوان است و البته صدقه جاریه می شوند برای آن پدر و مادری که وقت خود را به بطالت نگذراندند و روی تربیت فرزندان خود کار کردند و دومین موردی را که انسان می تواند صدقه جاریه برای خود قرار دهد آثاری است که از آن استفاده کنند و علاوه بر آن مالی است که از انسان به عنوان صدقه جاریه باقی می ماند.
توصیه ای به مسئولین درباره شهید بهشتی دارید؟
زمان سریع می گذرد و باید ببینند چگونه می توانند راه شهدا را ادامه دهند و چگونه هدف امام را پیاده کنند و البته یکی از اموری که امام(ره) می فرمودند این بود که زمانی ماندنی هستید که مردم از شما راضی باشند و زمانی که مردم از انسان راضی باشند خداوند هم از بنده خود راضی است.
اگر شهید اکنون بودند درباره مشکلات اقتصادی چه کار می کردند؟
اگر شهید بودند مشکلات اقتصادی را قبل از این که به اینجا کشیده شود روی آن برنامه ریزی می کردند و مطمئن هستم که اگر شهید بودند به این وضع نمی افتاد، شهید بدون مطالعه کاری را انجام نمی داد.
گفتید شهید نگاه دگم نداشت، اگر این جوانان بودند شهید بهشتی چه نگاهی به آنها داشت؟
شهید بهشتی با آغوش باز از جوانان استقبال می کرد آنها را طرد نمی کرد ، اگر بخواهیم برای پیاده کردن احکام الهی روی جوانان موفق شویم، نباید دگم و بسته باشیم
اول باید با آنها رفیق باشیم و شهید بهشتی از کارهایی که می کرد همین بود که ابتدا محیط صمیمی را به وجود می آورد.
این بسیار مهم است که انسان ابتدا محیط صمیمی به وجود بیاورد، سپس آن اهدافی که می خواهد را پیاده کند.
مسائل را باید غیر مستقیم بدون این که شخصیت جوان پایمال شود بیان کرد.
این روزها خواهر شهید بهشتی غصه چه چیزی را می خورد؟
در حال حاضر غصه این را می خورم که یک ثانیه عمر به بطالت نگذارنم و پدرم می گفت باید این ثانیه ما بهتر از ثانیه قبل باشد.
اگر بخواهیم عافیت در دین و دنیا را به دست بیاوریم اول چیزی که باید به دست بیاوریم عافیت دین است و زمانی که عافیت در دین پیدا کردیم می توانیم عافیت در دنیا را پیدا کنیم و زمانی که عافیت دنیا را پیدا کنیم عافیت آخرت شامل حال ما می شود.
همان طور که اشاره کردید مشکلات فرهنگی زیادی داریم اگر امروز شهید بهشتی بودند از کجا شروع می کردند و در چه عرصه ای فعالیت می کردند؟
اول کاری که شهید می کرد ابتدا یک محیط صمیمی به وجود می آورد، اگر بخواهیم در هر برنامه ای موفق باشیم اول باید محیط صمیمی به وجود بیاوریم و اگر از مسئله ای ناراحت شدیم بلافاصله ذهن خود را روی آن متمرکز نکنیم.
شهید بهشتی از ساعت خود بهترین استفاده را می کرد و هر جوانی سوالی داشت شهید بلافاصله جواب آن را داشت.
یکی از بارزترین خصایصی که شهید داشتند که امروز هم چنان بنا داریم بر آن صحه بگذاریم خودسازی فردی شهید بود که ایشان را به این مقامات رساند، رهبر انقلاب هم بر این موضوع تاکید داشتند، درباره روند خودسازی ایشان توضیح دهید چطور عجین با اسلام بودند زیرا شهید می گفت ذوب در اسلام است و بنده ای از بندگان اسلام می باشد، چطور جوانان را امروز به این شکل و شمایل تربیت کنیم؟
خودسازی که شهید روی آن تکیه داشت و در آن موفق بود این بود که سعی می کرد اگر اشتباهی به نظر ایشان می آمد آن را بلافاصله قبول می کرد و نمی گفت حرف حرف من است.
شهید بهشتی در جلساتی که چهارشنبه ها در تهران در منزل داشت روی جوانان از بچگی کار می کرد.
این اهمیت دادن به شخصیت جوانان بود، مهم این بود که چیزی را که از این جلسه برداشت کرده در جلسه دیگر بیاید و پاسخ دهد و این جوان می دانست که باید با مطالعه در جلسه شرکت کند و شهید آنها را تشویق می کرد، در این جلسات دانش و بینش با هم بود.
وقتی جوانان می دیدند که باید یک مسائلی اجرا شود ولی اجبار در آن نیست، خود به خود به سمت اجرا کشیده می شوند اما وقتی بخواهیم ابتدا اجبار و سپس اجرا باشد، جوان زیربار نمی رود.
از خدا می خواهم که به ما توفیق شب زنده داری بدهد زیرا شهید روی شب زنده داری تاکید داشت تا در این عمر کوتاهی که در دنیا هستیم بتوانیم توشه گیری آخرت عالی داشته باشیم.
توصیه ام به جوانان این است که در قلب من جا دارید، بیایند این باقیمانده عمر خود را به بطالت نگذارنند و سعی کنند مادران و هسمران شایسته ای باشند.